باز كلمه كم آورده ام ،
براي احوالاتم ،
برويد يك سيگار بكشيد ،
تلخي اش كه ماند ته گلويتان ،
فكر كنيد همان بغضي است كه توي گلوي من نه بالا ميرود و نه پايين ...
* يكي نيست بخندد ؛ بگويد ، همه چيز يك شوخي بيشتر نبود ؟!
باز كلمه كم آورده ام ،
براي احوالاتم ،
برويد يك سيگار بكشيد ،
تلخي اش كه ماند ته گلويتان ،
فكر كنيد همان بغضي است كه توي گلوي من نه بالا ميرود و نه پايين ...
* يكي نيست بخندد ؛ بگويد ، همه چيز يك شوخي بيشتر نبود ؟!
من و ؛
خيال هايم و ؛
شازده كوچولو و ؛
شاملو !
اينجوري از خودم فرار مي كنم !
ن.ك : تولد ما يك زماني تيرماه بود ، فكر مي كنم الان هم همانجاست !!!
( گفتيم كه بدانيد و آگاه باشيد ! )
اضافه شده : ما " شازده كوچولو " با ترجمه " محمد قاضي " را بيشترتر مي دوستيم ، اما چه كنيم كه قاضي ننشسته قصه بخواند و شاملو نشسته !!!
آدم ، گاهي ، بايد ، شك ، كند ، به خودش ...
كه ، شايد ، نبوده ، و ، نباشد ، هيچ وقت ...
* از بس كه ديده نمي شود !
ن م ي ش و م ...
د.ح 0 : بي خيال من شويد ، خواهش مي كنم !
د.ح 0 : دوست ميخواهم ،
از آن ها كه تو را از خودت دور مي كنند !
د.ح 0 : امسال تنهايي تولد گرفتم ، من و اون نقاشي و يه عالم هيچي ...
جاي تو رو هم خالي نكرديم ، از بس كه خـــ ــالـــ ــي بود ...
بيا ؛
اين روزها ، روزهاي خوبي است براي د لـ ــتـ ــنــ ـگ بودن ،
من بغض هايم را مي آورم ،
تو آغوشت را ،
بيا ...
د.ح 2 : استاد در مورد مكتب دادائيسم صحبت مي كند ، " موناليزا با سبيل " مارسل دوشان را كه نشانمان مي دهد نيلوفر مي پرسد : استاد ، داوينچي ناراحت نشد ؟!!!
( اين دختر كلا طنز سر خود است ، بازه زماني كه اصلا موضوع قابل توجهي نبايد باشد ! )
د.ح 7 : ما از همان وقت كه يادمان مي آيد به اسم نويد عجق مي ورزيديم ، همچنان هم ميورزيم !!! :D
د.ح 6 : " افرا " را ديديم و كلي فيض برديم كه هيچ ، رفتيم " ملاقات بانوي سالخورده " را هم ديديم و بيشترترتر فيض برديم !
( نبينيدشان دچار ضرر شده ايد شديد ! ، خصوصا اين بانوي سالخورده كه به شدت دوستش داشتيم ! )
د.ح 1 : آقاي عزيز ، ما را هم بازي بدهيد بد نيست !
د.ح 0 : اين روزها هي بيشتر و بيشتر توي خودم فرو مي روم ...
من اگر موجود قابل تحملي ،
- يا بعضا قابل تامل -
نيستم ،
درست ... ؛
اما بدبختي اينجاست كه ، هستم !
* و فكر مي كنم
- شايد -
اين موضوع ِ قابل تاملي باشد !
د.ح 6345 : من تا سه شنبه بياد و برم و بشينم و افرا را ببينم ميميرم !
د.ح 0 : گاهي فكر مي كنم ،
كاش مي شد حباب باشي ،
يك اشاره و ،
پوووووف ،
ديگر هيچ جا نبودي ... !