تبليغاتX
سايه

سايه

آدم وقتي بر سر هيچي بجنگد ؛

خودش را مي بازد !

 

* عاقبت هم يك روح عليل و از كار افتاده مي ماند روي دستش ؛ بعدتر ها هم درمانده مي شود كه با اين روح ناقص چه كند و چه مي شود كرد ... خيلي بعدتر هم از استيصال يا خودش را مي كشد يا روحش را !

در هر دو صورت هم مرده به شمار مي آيد ...

** من به استيصال رسيده ام ... سر اين اسلحه را طرف خودم بگيرم يا روحم ؟!

 

د.ح **** : هركسي اول آشنايي با يه نفر سعي مي كنه خودش رو خوب و دوست داشتني و به به و اينا نشون بده ، بنده هم مِن باب همين موضوع وقتي طرف ازم ميپرسه " تو در كل چه جوري هستي ؟! " ميگم " من خيلي آدم مزخرفي ام " !!!

( ديگه لازمه قضيه حال و من و خودم رو يادآوري كنم ؟!!! )

د.ح 1/7/86 : اين اول مهر رو به پاس تمام اول مهرهايي كه حروم شد تا لنگ ظهر مي خوابم !!!

د.ح 0915 : من با تمام عوضي بودنم بچه خوبي ام !!! :D

د.ح 7 : به روح آغا محمد خان قاجار قسم ! كه من از گفتن " مقسي " تو حرفاي روزمره ام هيچ قصدي واسه كلاس گذاشتن ندارم !!!

( مراتب عجق و ارادت من به آغا محمد خان رو هم كه ميدونين ؟! يعني الان يه قسم خيلي گنده خوردم !!! )

د.ح 8952 : اگر فكر كرديد كامنت دوني رو باز كردم ، خيلي دل خجسته اي دارين !!!

فقط خواستيم بگيم تو كامنت دوني ما خبري نيست كه نيست !!!

د.ح 0 : آقاي خدا ! ، من خسته شده ام از بس در جواب " چطوري ؟! " هاي ديگران گفته ام " زنده ام گويا " !!!

+ نوشته شده در  2007/9/22ساعت 23:14  توسط   | 

خ / ا / ک / س / ت / ر / ی !!!

 

* این تمام ِ حالای من ...

 

د.ح 18 : این میگه من 28 سالمه ، 63 سالگی هم میمیرم !

احترام بذارید الـــــــــــــان !

د.ح 87 : صحبت این یارو مجریه بود که از مهموناش میپرسه میخواین پشت در کی باشه ؛ آقای پدر برگشته این سوال رو از من میپرسه ، فوری میگم " آغا محمد خان قاجار " ! ، آقای پدر به من افتخار می کنه !!!

( آدم این همه زحمت بکشه دختر بزرگ کنه ، بعد دختره این از آب در بیاد ، زور داره ها ... ! )

د.ح 0912 : من خیلی عوضی ام ، و از این عوضی بودن لـــــذّت می برم !

د.ح 13 : نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد !

( پس خواهچ می کنیم آدم باشید ، درست نظر بدید ، حرف خصوصی هم بود نظر شخصی بذارید ! )

د.ح 0 : کاکی ؟ بریم شكار ماه ؟!

بعد بشینیم تا ابـــــد قهوه بخوریم و سیگار دود کنیم و مدام عاجق ماهمون بشیم ...

میای ؟!

+ نوشته شده در  2007/9/18ساعت 23:9  توسط   | 

اشتباه است که فکر کنی یک اتفاق میافتد و تمام می شود !

گذشته ها هیچ وقت تمام نمی شوند ...

 

د.ح 762 : دیگه من تصمیم خودم رو گرفتم ، همین فردا گوشی را میفروشم !!!

د.ح 1 : آقای عزیزی که مدام میگویی " هیچ کس تنها نیست ... همراه اول " ، شده یک شب ســخــــــــت محتاج بودن کسی باشی و اینکه چه کسی مهم نباشد و هرچه دفتر تلفن گوشی را بالا و پایین کنی یک نفر پیدا نشود که بشنود تو را ؟!

( پیشرفت ، تمدن ، دنیای مدرن ... فایده اش اینه که تنهایی رو بیشتر و بیشتر به رخت بکشه !!! )

د.ح 222 : ریتم این سریال های ماه رمضون یه تحولی باید پیدا بکنه ، از شب اول تا شب قدر که انواع و اقسام بلایا و مصائب از در و دیوار میریزه ؛ شب قدر که همه رو میارن به درگاه خدا ، از شب قدر تا عید فطر هم که دیگه همه گره ها و مشکلات یکی یکی رفع میشه و عاقبت همه به خیر میشه ...

د.ح 0 : نــبودنت را دوست تر دارم ...

+ نوشته شده در  2007/9/15ساعت 23:6  توسط   | 

بزرگ ترین ایرادم این است که ، تحملم خیلی الکی بالاست ...

آنقدر درد را می کِشم و نمی کُشم تا به آستانه فلجی برسم !!!

* درست زمانی که هیچ درمانی افاقه نمی کند ...

 

د.ح 5/12 : اینکه از آدم ها بت بسازی نه مهم است و نه چندان بد !

اما اینکه یک جایی ، مجبور شوی یکی یکی بت هایت را بشکنی درد است ...

( رنج هم وقتی است که ، بت بزرگت نباشد تا تبر را روی شانه های اون بگذاری ... ! )

د.ح 18052 : خودشیفتگی ِ حادم را که به خاطر دارید ؟!

همه اش یک شبه تبدیل شد به تنفر ...

( احساسم درد می کند ... )

د.ح 4 : به اونایی که هی گیر میدن " پاشو برو ثبت نام ، شاید سال دیگه همه چی عوض بشه و اینم دیگه نداشته باشی " خیلی دوستانه میگم من این روزا  ا ع ص ا ب ندارم ... هیس !

د.ح 0 : شاید وقتی دیگر ...

+ نوشته شده در  2007/9/13ساعت 23:5  توسط   | 

وقتی برای " خب که چی ؟! " هایت جوابی نداشته باشی , عملا قافیه را باخته ای ... !

 

د.ح 421053 : جای همگی سبز , نزول اجلال فرمودیم !

د.ح 1+12 : اینکه احوالات من شبیه نمودار سینوسی شده , به خاطر اینه که تکلیفم با خودم روشن نیست !!!

د.ح 2 : اگه یک سال پیش از من پرسیده بوده باشید ! که چی میخوای بخونی , یحتمل به خاطر دارید که می گفتم میخوام برم کارگر معدن بشم !

حالا زمین شناسی قبولیدیم اما نمی رویم تا مشت محکمی باشد بر دهان خودمان !!!

( من چرا هی باید با خودم حال کنم ؟! )

+ نوشته شده در  2007/9/9ساعت 23:4  توسط   | 

مسافرت ... از نوع طولاني !!!

 

د.ح ۲۰۱۰ : فقط واسه اينكه دلتنگ نشين بياين كامنت دوني رو بذارين رو سرتون ، طولاني يعني حدود دو هفته !!!

( اينكه دقيقا وقتي مجبورت مي كنن بري سفر كه اصلا و ابدا حوصله اش را نداري در نوع خودش قابل تامله !!! )

د.ح ۵ : آقاي بلاگفا ! بيا اين ميز كار منو ببر ، من موقع كار رو زمين ميشينم ! ، عادت ندارم پشت ميز كار كنم ؛ ميمونه اينجا خمس بهش تعلق ميگيره !!!

( اين ننر بازي ها يعني چي ؟ خب همش همين گوشه بود ديگه !!! )

+ نوشته شده در  2007/8/28ساعت 23:3  توسط   | 

من استعاد عجيبي دارم ؛

.

.

.

در به گند كشيدن دوست داشتني هام !

 

متاسفم ... براي خودم !!!

و همه ي دوست داشتني هام ...

 

د.ح 0 : اینجا !!!

+ نوشته شده در  2007/8/26ساعت 23:59  توسط   |