خسته ام ...
خوابي مي خواهم به اندازه همين حالا تا ابد ...
نشاني از جادوگر داستان " زيباي خفته " نداري ؟!
به هرچه كه او بخواهد دست خواهم زد ...
شاهزاده سوار بر اسبي هم در كار نيست تا خواب آرامم را آشفته سازد ...
ديگر من هم نيستم تا بيداري آرامت را آشفته سازم ...
نشاني از جادوگر داستان " زيباي خفته " نداري ؟!
خسته ام ...
پ.ن1 : يكي ، يه جايي مي گفت اكثر نابغه ها زيادي تنها بودن !
اگه صحت داشته باشه مطمئناً من در آينده اي نه چندان دور نابغه ميشم !!!
و مهم تر از اون اينكه ، اگه ميزان نبوغ با شدت تنهايي رابطه مستقيم داشته باشه ، روي تمام نوابغ تاريخ بشريت رو كم خواهم كرد !!!
پ.ن2 : يه ماهه يه بند در مورد گوشي هاي مختلف و خصوصياتشون بارش كنفرانس ميذارم ، بعد آقا بلند شدن رفتن يه گوشي سامسونگ خريدن ...
من ميخوام اينو خفه كنم ...
( طبق يه قرارداد نانوشته ، اينجوري شده كه اون گوشي ميخره ، بعد با من عوض مي كنه ، بعد از يه مدت اون دوباره ميره گوشي ميخره بعد با من عوض مي كنه ... حالا من اين سامسونگه رو كجاي دلم بذارم ؟!!! من ميدونم اين رفته يه گوشي خريده كه مجبور نباشه با من عوض كنه !!! )
