به دم مسيحائي ات ايمان دارم !
... هرچند ؛
با نفس گرمت زنده مي كني و ...
... با سخن سردت مي ميراني !
* حيف ...
پ.ن1: ميگم خدا جوني ! ، وسط اين سفره گنده ات ! يه مسكني ، چيزي پيدا نميشه ؟ ... آرامش لازم شدم !
پ.ن2: وبلاگ همه سر زدم ، اما حوصله كامنت دادن نيست !
اگه سيستم كاريتون كامنت در مقابل كامنته ، ميتونيد مقابله به مثل كنيد !!!
پ.ن3: اين سريال " زيرزمين " را بدجوري دوست دارم ، فقط هم به خاطر " ننه قربونش " كه بدجوري شبيه ماماني بزرگمه ...
پ.ن4: ميدونم خيلي ديره ...
درخت را به نام برگ / بهار را به نام گل / ستاره را به نام نور / كوه را به نام سنگ / دل شكفته ي مرا به نام عشق / عشق را به نام درد / ... مرا به نام كوچكم صدا بزن .
" عمران صلاحي "