سلام 
عجيب احساس حسادت مي كنم !
_ بوق ، بوق ، بوق ... صداي تلفن تو خونه ميپيچه ... بوق ، بوق ، بوق ... اون طرف خط يه نفر با تو " كار واجب " داره ... بوق ، بوق ، بوق ... بي خيال زل ميزني به گوشي تلفن و زنگ ها را ميشمري ، 1 ، 2 ، 3 ... بوق ، بوق ، بوق ... پس چرا خسته نميشه ؟ ... بوق ، بوق ، بوق ... صداي تلويزيون را اينقدر بلند مي كني كه بوق تلفن تو جيغ هاي بلند خواننده ي توي تلويزيون گم ميشه ... خواننده تو قاب تلويزيون آروم ميگيره ... تلفن خيلي وقته كه آروم گرفته ! 
* آدم يه روز حق داره همون كاري را بكنه كه دلش مي خواد ! 
* تا حالا اين آهنگ هاي چيه ... متال ، اينا را با صداي بلند نگوشيده بودم ، شما هم هيچ وقت نگوشيد ! 
_ از پيشنهاداتتون كلي ممنون ... 
* خدا اين عليرضا افتخاري را از من نگيره !
_ بشين شيرموزت را بخور ديگه !
ن م ي خ و ا م ... نمي خوام ! 
بشين ديگه ماماني ؛ ميخوام داروت را بدم بخوري !
دوست ندارم ! 
بجنب مدرسه ات دير شد !
د و س ت ن د ار م ! 
ببين ، ماماني چشاش را ميبنده ، تو شيرت را بخور ؛ چشام را كه باز كردم شيرت را تموم كرده باشي !
تو چشات را ببندي من مي خوابم ! 

* خدايي ماماني ها چه حوصله اي دارن ! 
* اين عطيه هم لوس ترين بچه دنياست ! 
_ .... و خداوندگار خدا ، عشق را تمام سرود . گوسفندي به ضيافت پيروزي انسان در برابر شيطان ، سربريده شد و اين ضيافت شد يك سنت حسنه . سنت ضيافت ، سنت عيد ، عيد قربان.
حالا اما تنها ، هر عيد گوسفند است كه قرباني مي شود ، اي كاش نفس ها هم سربريده مي شد به نيت قرب به خدا ، استحاله در معبود ، يگانگي با يگانه ، اي كاش ...
‹‹ سهيل فاطمي ››
* بنويسيم گوسفند ، بخوانيم جوسفند ! 
* اس ام اس ميدن كه مواظب خودت باش ، مواظب باش سرت را نبرن ! 
( سگ يا جوسفند ؟! )
* عيدتون هم مبارك ! 
دعاي امروز
: خدايا شكرت ، به هرچي دادي و ندادي شكرت .
بيا بارت شعر بخونم امشب :
هوا خواه توام جانا و می دانم که می دانی
که هم نادیده می بینی و هم نانوشته می خوانی
...........................................................
مقسي . 

تا بعد 
