سلام ![]()
_ هي من مي ديدم هرجا را نيگا مي كنم انگاري دور و بر اطرافيام يه هاله اي به وجود اومده
، هي مي گفتم خداي من ، اينا چرا اينريختي شدن
، بعد متوجه شدم مشكل از چمشامه نه بقيه
، به خودم گفتم بيا ، هي بهت ميگم اينقدر نشين پاي اين مانيتور گوش نكردي ، الانم شماره چمشت رفته بالا همه جا را تار مي بيني
، رفتم به مامانم ميگم مامان چمشام ضعيف شده يه نيگا بهم كرده ميگه عينكت را بده ببينم ؟ دادم دستش ، ميگه چند ساله اينو نشستيي ؟
و داد دستم و رفتم ، عينكه را برداشتم نيگا مي كنم ، خدا نصيب گرگ ........ آوردن اسم گرگ قدغنه ![]()
، خدا نصيب ........ الاغ بيابون نكنه
، انگاري با اين عينك آبگوشت خوردن ، بعد باهاش باغچه را بيل زدن
، اينقدر ناجور بود كه نگو ، من كف كرده بودم اين چرا اين ريختي شده يه دفعه
، عينكه را شست و شو داديم ، دنيا از اين رو به اون رو شد . ![]()
_ ديشب بعد چند شب دوباره پاشديم رفتيم پشت بوم
، حالمون كه خيلي خوب تشريف داشت
، اون بالا هم همه جا ساكت
، فقط صداي جاروي رفتگر محلمون مياد
_ چه رمانتيك بوده
_ كلي فيض برديم ، اين شب هم خيلي خوب چيزيه ها . ![]()
_ چقدر خوبه يه جاييت كه درد مي كنه هي بري باره يكي نق بزني و نك و نال كني و اعصاب ملت را بريزي بهم . ![]()
_ تفلده حاج آقاست
، بروبچ خواهشا تبريك بگين يه وقت دچار خود كم بيني نشه
، عقده بارش پيش بياد بره بخوابه كنار لنگه دمپايي . ![]()
تبريك عرض مي كنيم حاج آقا
، ايشالا تفلد 4000 سالگي تون . ![]()
_ من دلم تنگيده
، بدجوري هم تنگيده
، دلم باره تا صب مشاعره كردن تنگيده
، دلم باره لباس قهوه اي خشگله تنگيده
، دلم باره پيتزا و كله پاچه تنگيده
، دلم باره اون جالباسي گوشه اتاق تنگيده
، دلم باره مچ دشمن را باز كردن و از نت انداختنش بيرون تنگيده
، دلم باره غصه خوردن باره مودم سوخته تنگيده
، دلم باره دل تنگيام تنگيده
، دلم باره شكلكاي آخر تنگيده
، دلم باره غلط حرف زدن تنيگده
، دلم باره زمين و زمان را به حدس بستن تنگيده
، دلم باره ............... ، بدجوري هم تنگيده ، ............... ![]()
هي روزگار
، چه زود گذشت ها
، يه جورايي فكر مي كنم بزرگ شديم ، نميدونم چرا اين طوري فكر مي كنم . ![]()
منظورمون شكوه نيست ، مرور خاطراته ، همين . ![]()
_ نميدونم چرا باره فاطي اينقدر بدقولم
، قبل عيد قرار بود دوتا سي دي بارش بزنم ، هنوز كه هنوزه سي دي ها را نزدم
، فكر كنم ديگه سي دي ها به كارش نياد اصلا
، يه عكس داده بود بارش اسكن كنم اونم هنوز كه هنوزه رو ميزم افتاده و اسكن نكردم
، قرار بود يه آدرسي را براش آف بذارم شونصد روز بعد از قرارمون تازه گذاشتم كه اونم به دستش نرسيد
، من اوصولا اصلا بدقول نيستم ، اگه چيزي ازم خواستن تا جايي كه تونستم انجامش را سريع كردم
، اما نميدونم چرا باره فاطي بيچاره اينقدر بدقولم
، دست خودم نيست اصلا ، هي ميگه اسكن كردي ، ميگم مي كنم ، ميگه امروز بكن ، ميگم باشه اما نميدونم چرا ميفته به فردا ، فردا ميفته به پس فردا ، پس فردا ميفته به پس پسون فردا
، همين جور الي ماشالا
، نميدونم چرا اين ريختيه ، اصلا تو خونه كاري ندارم ها ولي نميدونم چرا نميرسم . ![]()
_ روز مامان هم داره مياد
( اين شكلك اصلا چه ربطي داره ؟
) ، اين كادو خريدن هم خيلي مصيبته ها ، آدم ميمونه چي بره بخره
، از يه ماه قبل بايد بشينه بفكره بفكره بفكره كه بره يه كادو بخره
، امسال هم مثل هر سال موندم كه چي بخرم
، البته كادو خريدن باره خانم ها خيلي راحت تر از كادو خريدن باره آقايونه ، من موقع خريد كادو باره آقايون واقعا ديوونه ميشم ، چون نميدونم برم بارشون چي بگيرم ، حالا مامان را ميشه يه كاري كرد ، فوق فوقش كه ديگه فكرت كار نكرد كه به چي احتياج داره يه چي از وسايل خونه هم بخري خوشحال ميشه
، درسته كه خوب نيست يه همچي چيزي بخري _ از نظر من خوب نيست
_ اما مامانا اغلب دوست دارن بارشون اين چيزا خريداري بشه
، حالا ما الان گير كرديم بدجور كه مامان امسال به چي احتياج داره ، سه هفته است دارم فكر مي كنم هنوز به نتيجه نرسيدم ، شما چي ؟ هنوز فكري نكردين شايدم مثل بعضيا همتتون زياد بوده و خريدتون را كرده باشين ، من يه چيزايي به فكرم رسيده كه به چي احتياج داره ، اينجا هم نمي گم كه فكرم دست بابايي و جينگيلي نيفته نامردا برن زودتر اقدام كنن . ![]()
_ بچه ها مي دونيد غير از اثر انگشت يا دي ان اي ديگه چيه آدما منحصر به فرده ؟ ![]()
_ هي مي خواستيم فيلم بي خوابي را ببينيم ، ميسر نمي شد
، تا امشب ، خيلي فيلم جالبي بود
، ما خيلي خوشمان آمد ، اما چون حسش نبود ديگه بررسي فيلم را ولش كرديم . ![]()
اگه نديديد بريد ببينيد ، فيلم قشنگيه . ![]()
_ اينجانب در پي اعتراضات شديد شما
، مخصوصا اين اميرووو آهنگ اينجا را برداشتم
، حالا همگي مي تونيد يه نفس راحت بكشيد . ![]()
_ اميرووو ؟
يعني تو خودتم نميدوني تو وبلاگت چه كلمه اي تكرار ميشه ؟ ![]()
_ عزيزان بياين در مورد قالب نظر بدين زودتر بديم كاكتوسي بسازه تا سرش شلوغ نشده .
زود باشين ديگه بگين چه شكلي باشه بهتره . ![]()
بريم يه خورده پهلو كامنتاتون : ![]()
هدي : قبل از هر چيز من يه چيزي بگم : واي به حالت اگه بيام ببينم يه شب مطلبي ننوشتي ! اين حرفا يعني چي ؟ بي ادب ... چرا فحش ميدي؟ اين جمله ات خيلي خلاف بود: مي خواستم اصلا پست نذارم ، اما بعد پشيمون شدم ، غرغرهاي شما را هيچ جوره نميشه تحمل كرد به خدا... – اين حرفاي غير اخلاقي و ضد ارزشو نزني ها! آدم بده تو وبلاگش فحش بده الهامي ، خوبيت نداره!! از ما گفتن بود!!!!
بيا حرفشم ميزني ميخوان آدم را بخورن
، بابا من از ترس شما جرات نمي كنم توي ورد كه دارم مي نويسم نوشته هام از 4 صحفه كمتر بشه ، اينو خداوكيلي راست ميگم . ![]()
هدي : الهامي مطمئني كه اونا عوامل جاسوسي و نفوذي نبودن؟ ولي خداييش اونجايي كه نوشته بيدي كه توپ زير پام رفت و ولو شدم ، اينجا يه اوخ بلند گفتم و چشمامو بستم!!! انگار كه واقعا ديدم چه فجيع خوردي زمين!!!! دختر جون مواظب خودت باش خب!!!! اون ناخنتم زيادي دست كاري نكن ، خودش خوب ميشه ! فقط بيشتر مواظب باش!!!ولي خب رييس سازمان شدن اين دردسر ها رو هم داره ديگه ، تازه شعار ما اينه: " همه چيز فداي جوسفند"
والا مطمئن نيستم ، دادم زير نظر بگيرنشون ، هويتشون معلوم بشه . ![]()
واي چه باحال ، اگه اون جا حضور داشتي چي كار مي كردي ؟ ![]()
اون ناخنم هم پيش خودمون بمونه همچي بلايي هم سرش نيومده
، بيشتر داشتم ننه من غريبم بازي در مياوردم
، جات خالي كلي اعصاب همه را ريختم بهم بسكي نق و نوق كردم . ![]()
همه چي فداي جوسفند ، ما همه چي مون را پاي جوسفند مي بازيم . ![]()
هدي : اتفاقا من پخش زنده ي برنامه تو ديدم از شبكه ""three Hajat ""،آقا دستت درست! دهنت طلا ! كولاك كردي! بعد سخنراني ات همه ريخته بودن تو خيابون شعارهاي خفن خفن ميدادن! همه ميگفتن : الي الي حماييت مي كنيم و ... . يه عده عرب هم بودم كه به زبون خودشون شعار ميدادن كه : "بالّروح ، بالدّم ، تبريك يا جوسفند .... ( هار هار هار ) " . ايول بابا هيچ نمي دونستم سازمانت بين الملليه !!!!!!!
بابا سازمان من الان ديگه فراتر از اين حرفاست
، يه سازمانه و يه دنيا
، ديروز از سي ان ان و بي بي سي و الجزيره و نيويورك تايمز و ........ تماس گرفته بودن باهام قرار ملاقات داشته باشن و من بارشون از سازمان بگم
، گفتم مشاورم نيست نمي تونم صحبت بكنم
_ بيا مشاور جان ببين من چقدر تو را دارم تحويل مي گيرم
_ گفتن خواهشا يه قراري بذاريد و اينا گفتم حالا تا چه پيش آيد
، من اول با مشاورم مشورت كنم بعد . ![]()
هدي : ميگم منم همينطورم ! حرف نميزنم نميزنم ! وقتي هم ميزنم همه به حرفام ميخندن!!!! نميدونم شايد براشون جك ميگم!!!؟ ولي از نظر خودم اصلا خنده دار نيستن حرفام!!!( تعجب!). بعدشم خوب كاري ميكني كه با بچه ها اخت ميشي . خيلي خوبه ! اينجوري بهتره...
چرا من و تو روز به روز داره تفاهماتمون زيادتر ميشه ؟
ميگم چيزه ....... مممممممم ، آدرس بده باره امر خير خدمت برسيم . ![]()
من مديريت يه سازمان جهاني كه دارم ، خونه و ماشين هم كه لب تر كني ، ديگه چي ميخواي ؟ ......... ![]()
هدي : به جمع ما خوش آمدي!!!! ( يعني به جمع ديوانه ها.!!!)
من تو جمع ديوونه ها بودم
، تو كجاي كاري ؟ من مدال جهاني هم دارم بابا . ![]()
اميرخان : والا ما که با هر جفتش ، یعنی هم سازمان و هم به قدرت رسیدن تو مخالفیم (نیش تا بنا گوش باز است) ولی خوب ! اینا عوامل ما نبودن ، چون عوامل ما به این لطافت برخورد نمیکنند ! آنها رحم نخواهند کرد ... آنها قوی هستند ... آنها همه را در یک آن نابود خواهند کرد !!!!
كه چي ؟ من كه ميدونم آدماي تو نبودن چون آدمات اينقدر جربزه ندارن كه يه انگشت به من بزنن چه برسه اين كه اون كارايي كه گفتم را انجام بدن
، بعدشم مثلا كي را مي ترسوني هان ؟ فكر كردي من از آدمات مي ترسم ؟ آدمات هيچ پخي نيستن . ![]()
اميرخان : حالا میگم منم که میخوام سازمان "حاتومچ" (حمایت از تولیدکنندگان و مصرف کننده گان چت) رو بزنم . میگم چطوره کدورتها رو بذاریم کنار و با دوستی و صفا و صمیمیت در کنار هم به فعالیت خودمون ادامه بدیم !؟ هان ؟ سازمان حاتومچ میتونه از سازمان حاجت یه حمایتهایی بکنه ... مخصوصا هم که ما توسط قدرت های مافیای شدیدا حمایت میشیم ... و راستی ! اینکه من از در دوستی وارد شدم میتونه از شانس خوبه تو باشه
چي ؟ يه بار ديگه تكرار كن ؟ برو برو ، اين حرفا را جاي ديگه بزن ، سازمان بين المللي من بايد بياد و از تو سازمانت حمايت كنه كه يه وقتي زمين نخوره
، حالا تو ميخواي از من حمايت كني ؟ شانسمه ؟ بابا بي خيال ، برو دعا كن من تا الان كاري بهت نداشتم
، برو نذر كن تصميم بگيرم از تو سازمانت هدايت كنم كه يه وقتي با مخ نياد زمين
، برو داداش من ، من هنوز كارم به جايي نرسيده و نخواهد رسيد كه سازمان تو حمايتم كنه ، استقلال من هيچ جوره خدشه دار نميشه . ![]()
مافيا را هم دوسوته قورت ميدم ، همين ديروز اومدن سازمان با من مذاكره كنن ، فعلا هم مذاكره به جايي نرسيده . ![]()
اميرخان : آهای ! برا چی فامیلیه ما رو گذاشتی رو خودت !؟ البته من بعید میدونم با علی کریمی فامیل نزدیک باشیم ! ولی بلاخره هم اسم فامیلی که هستیم ! خودتو با ما قاطی نکن .
من رو خودم نذاشتم اولا اون دوستات كه هي ازشون حمايت مي كني و پشتيشوني گذاشتن
، دوما فاميلي خودم خيلي بهتر از باقي فاميلياست
، آهويي تكه ، هيچ جاي دنيا آهويي نيست
، حتي اهالي آهو هم آهويي ندارن ، جز تعداد اندكيشون ، كه اونا هم آهويي نميگن به خودشون ، فاميلي اولشون را ميگن . ![]()
با اين تفاسير آهويي فقط ماييم . ![]()
اميرخان : راستی ! چی جوری تنها میری یه دوری میزنی !؟ من اصلا نمیتونم تنها برم یه دور بزنم ! هر چند دوست دارم تنهایی برم بیرون ولی نمیتونم ! حتما باید واسه یه هدف خاص برم ...
ولي من اگه باره بيرون رفتن هدف داشته باشم بايد شونصد نفر را با خودم ببرم
، ولي وقتي ميزنه به سرم و هوس مي كنم بزنم بيرون ترجيح ميدم تنهايي برم . ![]()
اميرخان : من دیگه فهمیدم درآمد سازمان از کجا تهیه میشه ! از کمکهای مردمی ؟؟ آره ؟ درست حدس زدم !؟ (نیش خند(
يه بار ديگه كسي بگي سازمان من از طريق كمك هاي مردمي اداره ميشه بروبچ ميان احوال پرسي
، با هيچ كس هم شوخي ندارم . ![]()
اميرخان : راستی ! اینایی که میتینگ رو پایه نیستن راه ندید تو هزار دستان ها !؟ اونجا یا جای منه یا جای کسایی که پایه نیستن
پس نيا اونجا ، چون هدي را بارش فرش قرمز انداختيم . ![]()
( هدي حال مي كني اينقدر دارم پشتيت را مي كنم ؟
)
فاطي : الی از بابت بچه های باشگاه ناراحت نشو خوب آخه دیدن یه جوسفند تازه گیرشون اومده بعد چوسفندام چون تقریبا" همشون مظلومن بعد اذیتت کردن
فكر كردي من الكي سازمان زدم ؟ سازمان زدم كه به جوسفندا بگم تو دوره اي كه همه عالم و آدم گرگن ، مظلوميت را بذارن كنار
، بعدشم از تمامشون حمايت كنم كه از مظلوميتشون سوءاستفاده نشه . ![]()
فاطي : حالا من یه روز باهات میام تا خودم حالشونو بگیرم
فاطي بي خيال ، من خودم نخواستم اقدام كنم _ باره شخص مديريت زشته كه خودش اقدام به دعوا و كتك كاري بكنه ، از حالا به بعد آدمام بايد از اين كارا بكنن
_ اگرنه منو كه مي شناسي ؟ در يك آن نابودشون مي كردم . ![]()
فاطي : الی خودمونیما خوب صحبت میکنی البته در مواقعی که جو گیر میشی
ممممممممم ، جوگير نميشم ، من عصبي كه ميشم و مي بينم يكي داره هي حرف الكي ميزنه و قاتي مي كنم بارش خوب حرف ميزنم
، دعوام كه ميشه و مي بينم يكي داره پرت و پلا ميگه باره قانع كردنش خوب حرف ميزنم
، دچار جسوف كه ميشم خزعبل ميگم . ![]()
فاطي : دیروزم که عابرو برا من نزاشتی خیلی بدیا خیلی حالا لازم بود همه جا جار بزنی عابرو مار ببری که من از چی میترسم خوب اگشالی نداره
من عابروي كسي را نبردم ، آبرو بردم
، در ضمن تو با اين ديكته ي افتضاحت خودت آبروت را بر باد ميدي ، ديگه اگه من كاري هم نكنم فايده نداره ، تو خودت آبروت را از دست ميدي . ![]()
ببين باره من بهونه نيار كه تند مي نويسم و فلان كلمه بغل فلان كلمه است و قاتي مي كنم و اين چرت و پرتا ، تو ديكته ات فوق العاده ضعيفه ، حرف هم توش نيار ، تو مخت ايراد داره ، نمي خواد حرفاي منو تصحيح كني ، برو مخت را درست كن . ![]()
الان بچه ي كلاس اول هم ميدونه آبرو با ‹‹ الف ›› نه با ‹‹ ع ›› ، اما تو ، توي پلانكتون هنوز هم نميدوني . ![]()
تايپ فارسيت هم خيلي افتضاح كنده ، موقع تايپ هم اصلا دقت نداري و مثلا گ را جاي ك ميزني و اسپيس نميزني و ..... ![]()
برو ، آبروت را بيشتر از اين نمي برم . ![]()
ملينا : بادیگاردت اومد .
باديگارد ؟ خيلي وقته عوضش كردم .
ملينا : کی تو رو اذیت کرده ؟
اذيت ؟ خبري نيست .
ملينا : دیگه نمیرم سر کار
حالا كه سر كار نميري ........ هيچي .
ملينا : منو خانوم پناهی پایه ایم جفتمونو حساب کن.
گروهمونو از هم پاشيدي ، از سه پايه فقط يه پايه نصفه نيمه مونده كه اونم فقط به اين درد ميخوره زمستون بندازي تو آتيش كه حداقل گرما بهت بده . ![]()
ملينا : راستی ما چیکاره سازمانیم؟
بايد يه چيزايي را اعلام كني كه رات بديم تو .
ملينا : میومدی منم یه تشت با یه ماهی میگرفتم دستم میرفتیم بیرون میدونی که از من بعید نیس جالب این بود میرفتیم امیر سالار .
چقدر دلم باره خل بازي هامون تنگ شده ، حالا روزا ميشينم و همش فكر مي كنم كه فلان روز را يادته ؟ مسابقه پرتاب آب دهن را يادته ؟ بستني خوردنمون را يادته ؟ كله ات را كوبيدم به ديوار يادته ؟ لواشك خوردنمون را يادته ؟ ابو را اذيت كردن را يادته ؟ بارش از غضي گفتن را يادته ؟ تو راه بچه دبستاني ها را زدن يادته ؟ املت درست كردن را يادته ؟ شلوار لي خريدن را يادته ؟ اتاق پرو مانتو فروشي را يادته ؟ سوژه امير سالار را يادته ؟ دختر خرسه كه افتاده بود رو ميز را يادته ؟ تو بارون پارك رفتن را يادته ؟ اتو مرسيه را يادته ؟ ميلاد نور رفتن را يادته ؟ تو ماشين تا حد مرگ خندوندن و خراب كردن آرايشت را يادته ؟ هي جلو دوستات اذيت كردن را يادته ؟ پيرن را يادته ؟ شلوار را يادته ؟ خانم خط ش آستينت ........ را يادته ؟ عينك خريدنمون را يادته ؟ اون دوتا پيرزنه تو شهرك غرب را يادته ؟ بشير را يادته ؟ لطيف را يادته ؟ شاپرك را يادته ؟ منو يادته ؟ يادته ؟ يادته ؟ يادته ؟ ...........
دلتنگي خيلي بد چيزيه ............. ![]()
مموشي : الهام.... منم این مدت حالم خیلی گرفتست گفتم بذار روش تو را امتحان کنم... آخه یادم بود اون بار گفتی رفتم بیرون حالم خوب شد.....منم یاد حرف تو افتادم.... ولی رفتم بیرون هیچ فرقی نکردم.. یعنی بدتر شدم... آخه میدونی چیه... این گرفتگی من باره اینه که.......... نه ولش کن.
مشكوك شدي ؟ بيا بگو چته ، شايد كمكي از دستمون براومد ، تو از دلتنگي در اومدي كه ما هم غصه نخوريم . ![]()
مموشي : اه.... از دست تو الهام.... تو حرف زدن روزانه هر موقع به این کلمه< برای > میرسم هی میخوام بگم باره .. یه کم مکث میکنم... بعد درستش را میگم......
بابا همون بگو باره ، به اين خوبي . ![]()
اميرووو : بنده سوگند یاد میکنم که بهد از الی راهش را ادامه میدم و مثل الی باره اهدافمون میجنگم و به هیچ قیمتی سازمان را نمی ولم !
خب جوسفندان عزيز ؟ خيالتون راحت شد ؟ اينم اعلام ، حالا اميرووو خودمونيم ها ، اگه به جاي الي مي گفتي خانم آهويي بهتر بود ، با من كه حرف نميزدي ، با جوسفندا بودي ، جلو اينا ديگه اينقدر خودموني نشو ، بابا خير سرم مديرم . ![]()
اميرووو : من به جای فاطی بودما عمرا بات نمیومدم بیرون ! از این ضابلوتر نمیشه آخه !
ضابلو خودتي ، درست صحبت كن ، تو بگي ضابلو بقيه چي ميگن ؟ ![]()
اميرووو : میبینم که شیرین زبونم شدی..به به..از کی تا حالا ؟
شيرين زبون ؟
من ؟
كي ؟
كجا ؟
چرا ؟ ![]()
_ دعاي امروز
: خدايا شكرت ، به هرچي دادي و ندادي شكرت .
ايول خداجوني خودممممممممم
، خيلي باحالي آقا
، تشكرات ما را دسته دسته پذيرا باش . ![]()
راستي يه چي ، شبا نمي خواد باره اين كه ما را بلند كني بياييم اونجا هي دي سي كني
، حداقل يه بار دي سي كن ديگه
، ديشب شونصد بار ما را پرت كردي بيرون
، خب عزيزم خدافظي كه بايد بكنم . ![]()
بابا اين سفارش عقلمون چي شد پس ؟
خيلي سرويس دهي تون كنده ها . ![]()
اونجوري نيگام نكن
، خب من غر نزنم چي كار كنم ؟ كار ديگه اي هم از اين بنده ي خلت برمياد جز اين كه روز و شب غر بزنه ؟ ![]()
![]()
![]()
